قصه عشق و دیونگی
قصه عشق و دیوانگی

یه روزی عشق و دیوانگی و محبت و فضولی داشتن قایم باشک بازی می کردن .
نوبت به دیوانگی که رسید همه روپیدا کرد. اما هرچی گشت اثری از عشق
نبود. فضولی متوجه شد که عشق پشت یک گل سرخ قایم شده دیوانگی رو خبر کرد.
و دیوانگی یک خار بزرگ برداشت و در بوته گل سرخ فرو کرد. صدای
فریاد عشق بلند شد وقتی به سراغش رفتند دیدند چشمهایش کور شده است و دیوانگی که خودش و مقصر می دونست تصمیم گرفت همیشه عشق رو همراهی کنه .
واز اون روز به بعد وقتی عشق به سراغ کسی میره چون دیوانه س و چون
کوره بدی های معشوقشو ن نمی بینه ....... .
+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 1:21 توسط همسفر منا
|
در کنگره 60 (راهنمایی رایگان درمان اعتیاد ) به حلقه متشکل از راهنما و رهجویان او ، لژیون گفته می شود . لژیون ، واحدی آموزشی است با حضور راهنما و شاگردان تحت پوشش او که معمولاً بعد از کارگاه های آموزشی کنگره 60 تشکیل جلسه می دهد .