گزارش جلسه روز شنبه نمایندگی کرج

روز شنبه مورخ 91/6/4 اولین جلسه از دوره دهم سری کارگاههای آموزشی - خصوصی کنگره 60 نمایندگی کرج ویژه همسفران به استادی همسفر خانم الهام ، نگهبانی همسفر خانم شیدا و دبیری همسفر خانم شکوفه با دستورجلسه " قضاوت و جهالت " رأس ساعت 16 آغاز بکار نمود .

سخنان استاد :
در ابتدای جلسه دو تن از همسفران گرامی پیامی از کتاب 60 درجه زیر صفر را قرائت کردند و استاد سخنانشان را در خصوص دستورجلسه اینگونه آغاز نمودند :
این قضیه خیلی برای خود من جالب بود که چرا جناب مهندس این دو مقوله یعنی ( قضاوت و جهالت ) را در کنار هم قرار داده و در یک دستورجلسه گنجانده اند . دلیل آن این است که این دو خیلی بهم مربوط می باشند و قضاوتی که عادلانه نباشد ، می شود ؛ " جهالت " !
قضاوت کردن در عین حال که مسئله مهمی می باشد ، کار بسیار سختی است . بخاطر همین ؛ هر کسی نمی تواند قضاوت کند چراکه اگر قضاوت کند ، باید در مورد آن حکم صادر کند و این حکم صادر کردن از عهده هر کسی بر نمی آید مگر آنکه ؛ واقعا" دانائی لازم راجع به آن موضوع را داشته باشد و اگر دقت کرده باشید ، در بین خانمها قاضی وجود ندارد چراکه آنها احساسات بیشتری دارند و شاید نتوانند قضاوت صحیحی داشته باشند . البته در میان همین قاضی هایی که در دنیای خود داریم ، شاید تعدادی از آنها گهگاه دچار اشتباه بشوند زیرا کار بسیار سختی است .
حال با وجود سخت بودن این امر ، اغلب براحتی برای ما امکان پذیر می شود اینگونه که ؛ من از روی جهل خودم چیزی را که تنها به چشم دیده ام و یا شنیده ام را بدون آنکه هیچ آگاهی از آن داشته باشم ، براحتی مورد قضاوت قرار می دهم و مطمئنا" زمانی که قضاوت می کنم ، صد در صد یک حکم هم صادر می کنم یعنی ؛ هیچ قضاوتی بدون صادر کردن حکم ممکن نیست .

ایشان در ادامه افزودند :
یک زمانی هست که من راجع به خودم قضاوت می کنم بعنوان مثال می گویم : اگر فلان کار را انجام نمی دادم ، فرزندم مصرف کننده نمی شد و بلافاصله حکم صادر می کنم و چون خود را مقصر می دانم ، دائما" خود را سرزنش می کنم و این امر یزرگترین ضربه را در ابتدا به خود من و سپس به او ( دیگران ) وارد می کند . زیرا زمانی که من قضاوت می کنم ، به تبع آن مجبور به انجام ضدارزشهای دیگر از جمله ؛ دروغ ، غیبت و فضولی شده و مدام مشغول محکوم کردن دیگران هستم . چون از دانائی لازم برخوردار نبوده و جهالت تمام وجود مرا گرفته است .
حال ضربه ای که به او ( دیگران ) می زنم ، چگونه است ؟
شنیده اید که در کنگره می گویند : کاری به کار مسافر خود نداشته باشید و این موضوع یک جهتش برمی گردد به همین قضاوت .
زمانی که من به مسافرم کار دارم و تمام مدت دوربینم روی اوست ، مطمئنا" با فضولی که انجام می دهم ، مدام در مورد او قضاوت می کنم که شاید گریز می زند . پس ابتدا قضاوت می کنم و سپس حکم صادر می کنم که او قصد ندارد سفر کند و درمان شود و این حکم صادر کردن ، برعلیه هر دوی ما می شود چراکه نه تنها به خود ضربه زده و آرامش خود را سلب کرده ام ، بلکه با این درگیریها باعث می شوم که سفر او خراب شود .

اگر در جامعه به این قضیه نگاه کنیم ؛
زمانی که من راجع به شخصی حکم صادر می کنم ، درواقع ؛ با او در حال مبارزه هستم و حتی اگر فرسنگها و یا ساعتها از او دور باشم ، او را به مبارزه دعوت می کنم و چون در آن هنگام احساس بدی نسبت به او دارم و در مورد او قضاوت می کنم ، تمام انرژی منفی خود را به او رسانده و مطمئنا" او را هم برعلیه خود می شورانم و این درگیری باعث می شود که در وهله اول آرامش خود را از دست بدهم و سپس آرامش را از شخصی که در مورد او قضاوت کردم ، سلب کنم .
با قضاوت کردن درباره دیگران درواقع ؛ حق آنها را زیر پا می گذاریم چراکه امکان دارد که قضاوت ما درست نباشد و سبب شود دیگران برداشتهای بدی راجع به آن شخص داشته باشند .
به قول جناب مهندس دژاکام : کوچکترین ضدارزشهای ما ، جهالتمان را به ما نشان می دهند و تمام دستورجلسات به ما نشان می دهند که خود را بشناسیم .
استاد در خاتمه سخنانشان عنوان کردند :
زمانی که ضد ارزشهای خود را بشناسیم ، می توانیم کم کم آنها را کنار بگذاریم و این یکی از پایه های آرامش است . پس اگر می خواهید به آرامش برسید ، باید ضد ارزشهای خود را شناخته و آنها را کنار بگذارید .

تعداد حاضرین این جلسه 103 نفر بود که 3 نفر از این عزیزان تازه وارد بودند و جلسه امروز رأس ساعت 17:30 با خواندن دعای زیبای کنگره به کار خود خاتمه داد .

و این هم شطرنج بازان کوچک ....
شاد باشید
منبع : وبلاگ نمایندگی کرج
در کنگره 60 (راهنمایی رایگان درمان اعتیاد ) به حلقه متشکل از راهنما و رهجویان او ، لژیون گفته می شود . لژیون ، واحدی آموزشی است با حضور راهنما و شاگردان تحت پوشش او که معمولاً بعد از کارگاه های آموزشی کنگره 60 تشکیل جلسه می دهد .