جلسه شنبه به مورخ 92/09/07 با دستور جلسه :سی دی شن های صحرا

با حضور کمک راهنمای عزیزمان خانم الهام آغاز شد .

برداشت کلی در باره سی دی

ما باید یاد بگیریم و بدانیم که در زندگی همیشه نمی توانیم مورد تائید دیگران باشیم چون اگر 

 این گونه باشیم دیگر پیشرفت نخواهیم کرد اگر مورد تائید همسرمان ،فرزندمان ، یا دیگران

نیستیم اگر آگاهانه به این موضوع نگاه کنیم متوجه می شویم که ما با وجود تائید طلبی به

جایی نخواهیم رسید .ولی اگر مورد تائید نباشیم سعی و تلاش خود را برای بهتر بودن انجام م

ی دهیم اگر در جایگاه خود درجا می زنیم بخاطر تائید دیگران است وما فکر می کنیم خوبیم و

دیگر تلاشی نمی کنیم مسافر های ما برای ما یک انگیزه هستن برای بهتر شدن ما.

اگر کسی به ما رای نمیدهد یا مارا انتخاب نمی کند حتما در ما ضعفی دیده پس ما نمی توانیم از

کسی دل خور شویم اگر هم شدیم مانعی ندارد برای بهتر شدن تلاش کنیم .

ما نمی توانیم بگوئیم که به کنگره می آئیم که حالمان خراب شود ما می آییم که حالمان خوب

شود پس اگر کسی ما را تائید نکرد اشکالی ندارد.

72/09/02 سردار: نکاتی درباره سخنان سردار.

شن های صحرا هم مانند در یاها و همیشه در تلاطم هستند نمی توان گفت دریا طوفانی می شود

ولی شن های صحرا همیشه ثابت هستند .

انسان هم همینطور است نمی توان گفت انسان همیشه آرام است نمی شود این گونه باشد چون

درون انسان هم مانند دریا و شن های صحرا دچار طوفان می شود چون در درون انسان هم

خشم ،کینه، ترس، غم ،غصه  و... وجود دارد و همیشه نمی شود که انسان شاد آرام باشد .

باید بدانیم و آموزش بگیریم که در زمان طوفان چه باید کرد بهترین کار این است که هیچ کاری

انسان ندهیم تا بحران بگذرد .

 مثال: آقای مهندس در باره صحرا و شتر:باید از ساربان شتر آموخت که در زمان طوفان شتر

و کاروان را متوقف می کند و پای شتر را می بندد که حرکت نکند تا دچار طوفان و نابودی

نشوند( با توکل زانو به اشتر ببند).

نه اینکه در زمان مشگل به این زنگ بزن به این طرف و آن طرف دست بندازیم نه تنها کاری

پیش نمی رود بلکه بدتر هم می شود .

مانند کسی که دنبال آدرس می گرده چون خسته شده و همش چشم چرخونده مغز و چشم دیگه

کار نمی کنه ولی به محض اینکه می ایستی یهو کوچه را میبینی باید در زمان بحران ایستاد و

توکل کرد.

مثلث رابطه انسان چه بد چه خوب :یک ضلع :صور آشکار و یک ضلع صور پنهان و ضلع

دیگر مجهول که ضلع مجهول مربوط به قسمت صور پنهان است و اگر صور پنهان انسان را

نشناسیم نمی توانیم انسان را بشناسیم و هنوز که هنوز بزرگترین فلاسفه و دانایان بزرگ هنوز

این قسمت درونی انسان را کشف نکردند و به درون انسان دسترسی پیدا نکردند و در مورد

عقل فکر می کنند با انسان از بین میرود اگر اینگونه بود پس همین مقداری که می دانیم بس

است و دیگر به درد ما نمی خورد پس برای بهتر شدن هیچ تلاشی لازم نیست.

اولین چیز قبل از خلقت انسان عقل بوده که خلق شده تمام سلولها داری عقل و شعورند و

خواهند بود چون خلقت هنوز ادامه دارد.برای رسیدن به جهان کشف شهود نیاز به عقل داریم

همان طور که در خواب نیاز به عقل داریم چون در خواب هم کارهایی انجام می دهیم که نیاز به

عقل دلرد که تصمیم بگیریم و تمام بزرگان ما که مردن دارای عقل و شعورند پس آگاهی هایی

که از آن ها می گیریم اگر عقل نداشته باشند پس انسان های پوچ وتو خالی هستند.

و اما حس  آنها چیزی را که نمی شناسند همین حس است .پنج حس بیرونی را می شناسند پنج

حس درونی را نمی شناسند .اولین قوه بکار گیری عقل  حس است . و پنج حس درونی قوه

عقل را بکار می اندازد چشم چاله را می بیند و عقل توسط پنج حس درون فرمان صادر می کند

که عقب بروکه داخل چاله نیئفتی .

قرار است تفکرات انسان رو به پیشرفت برود بخاطر همین است همه چیز در خدمت ماست ولی

اگر ما به خدمت آنها در آییم هیچ پیشرفتی دیگر نیست.

ماده در خدمت ماست نه که ما در خدمت ماده . پول مال کسی است که خرج کند نه کسی که آن

 را نگه دارد در آخر پس انداز را کسی دیگر خرج می کند که اهل خرج کردن است .

تفکر اندیشه همیشه رو به حقیقت می رود، ولی یک انسان خوب با محبت و درست ،قرار

نیست همه چیز بر وقف حال او پیش برود این را در بزرگان دیدیم حضرت محمد در صراط

مستقیم بود ولی بدون رنج نبود و چون در تقاطع راه همیشه حادثه در کمین است .

ولی بدانیم اگر ما از منطقه 60 درجه زیر صفر بتوانیم به درستی عبور کنیم قطعا از بقییه

مسائل ومشکلات به راحتی عبور می کنیم و در ادامه اعمال ما مانند درختی تنومند خواهد شد

که از دیوار سر بر بیرون خواهد کشید مانند کنگره که در اکثر جاها شعبه دارد و این ها

محصول زحمات و آموزش هاست .

مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.. لجن هم بوی لجن می دهد.

آن باشیم که می خواهیم .