هدف نیروهای بازدارنده ،توقف دانایی ماست، مثلث دانایی را که به یاد دارید؟ تفکر،تجربه،آموزش  سه ضلع آن هستند که نیروهای منفی یا بازدارنده  همواره این سه ضلع را هدف قرار میدهند . و این کار را با استفاده از حسی که هم جنس خودشان است ، به  انحراف وانهدام میکشانند. نکته مهم اینجاست که نیروهای منفی اصولا دانایی موثر را هدف قرار میدهند. زیرا برای آنها مهم تر عدم توانایی در انجام عمل سالم است و قدرت تشخیص در مرحله دوم قرار داردکه به دانایی مربوط میشود . در این مورد اگر ما روی یک ضلع مثلث کارکنیم ودوضلع دیگر را رها کنیم ، روز به روز مثلث ما نا متقارن تر میشود وخود ما نیز توفیقی در به اجرا در آوردن دانایی به دست نخواهیم آورد. موضوع مهم این است که : نیروهای بازدارنده روی سه ضلع مثلث دانایی کار میکنند . اولین قدم از طرف نیروهای منفی ترس است. ترس تفکر را میخورد وتفکر خورده شده مانند غذای فاسد قابل خوردن نیست .زمانی که میترسیم نمیتوانیم ارتباط بین داده ها را برقرار کنیم واز مجهولات به معلومات برسیم همه چیز را باهم قاطی میکنیم درموقع ترس دست و پای خود را گم میکنیم ونمیتوانیم درست تصمیم بگیریم.درواقع خلاقیت وابتکار ما در زمان ترس از بین میرود . پس نیروهای منفی با استفاده از حسی باعنوان ترس اجازه نمیدهند ضلع تفکر ما رشد کند . حس بعدی  که نیروهای بازدارنده توسط آن به جنگ ما می آیند نا امیدی است این حس ، حسی است که ما را از جمع دور میکند ومارا در گوشه ای اسیر میکند . نا امیدی مارا زمین گیر میکند و مانند کالبدی بی جان در گوشه ای رها مکنند در واقع نا امیدی یک انفرادی نا مرئی است . نا امیدی بدون غم واندوه پدید نمی آید ، واین حس در ما دافعه وجاذبه به وجود می آورد . نیروهای منفی با این سلاح به مقابله با تجربه میروند و وقتی ما دچار نا امیدی میشویم در واقع از تجربه کردن باز میمانیم و هدف نیروهای منفی این است که ما دست به تجربه نزنیم .  مرحله بعدی منیت است  که مقابل آموزش قرار میگیرد  و مانع میشود که ضلع آموزش رشد کند . باید بدانید هر تنابنده ای دچار منیت شود اصلا نمیتواند از آموزش چیزی برداشت نماید.منیت به صورت زمینه ای وکلی عمل مینماید ، البته نقاط ضعف ما نمیتوانند باعث منیت شوند .منیت حسی است ناشی از این که جایگاه خودمان را از دیگران بالاتر بدانیم و فکر میکنیم بهتر از هرکسی  هر چیزی را میدانیم  . در واقع  در این زمان است که آموزس گرفتن ما متوقف میشود و توانایی های ما بر علیه ما عمل میکنند  و سقوط میکنیم  در واقع ما توسط نیروهای خودمان ضربه فنی میشویم که این خواسته ی نیروهای منفی است . حالا باید متوجه شده باشید که ،نا امیدی، ترس، منیت  سه ضلع مثلث جهالت را به وجود می آودند . که این مثلث همواره وتا وقتی انسان ها وجود دارند مثلث دانایی را تهدید میکند .در واقع سه ضلع مثلث جهالت ابزار هایی هستند در اختیار نیروهای بازدارنده ، و نفس اماره به جهت اینکه مانع از رشد دانایی ما شوند زیرا دانایی محکم ترین سپر در برابر تحقق خواسته های نامعقول میباشد.اثر سه نیروی نام برده شده در ما به صورت یک مقاومت چند جانبه بروز میکنند.حس های منفی بزرگترین موانع در سفر دوم محسوب میشوند که میتوان منشا آن را در ذرات ناخالص نفس، نفس گرسنه، عدم رشد دانایی و خواسته های درونی  دنبال کرد .در ادامه لازم است بدانیم در سفر دوم انسان میتواند ذوباره از راه مستقیم منحرف شود ،وبه تاریکی ها بازگشت نماید ، به همین جهت شناخت منشا پدید آمدن نیروهای منفی که در حالت کلی همان سه ضلع مثلث جهالت است  از اهمیت زیادی برخوردار است . ( ادامه دارد )