تولد...

روز سه شنبه مورخ 92/10/03 دوازدهمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی - عمومی کنگره 60 نمایندگی کرج با استادی آقای سیامک طالبی ، نگهبانی موقتی آقا محمد و دبیری موقتی آقا همت با دستور جلسه "کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره (مادی و معنوی)" رأس ساعت 15:30 آغاز بکار نمود .

خلاصه سخنان استاد :
دستور جلسه امروز کمک کنگره به من و کمک من به کنگره می باشد که هم مالی و هم معنوی است که دارای دو وجه و بصورت سوالی مطرح شده است که باید هر شخص این سوال را از خودش بپرسد و منظور دستور جلسه را متوجه شود چراکه در دوران اعتیاد شخص بنده دیدگاهم به مسائل اینگونه بود که همیشه از دیگران انتظار داشتم که کاری برایم انجام دهند اما هیچ موقع از خودم نمی پرسیدم که من چه کاری انجام داده ام . مثلاً از خانواده انتظار داشتم اما از خودم نمی پرسیدم که من چه کاری در قبال خانواده انجام داده ام یا در قبال دوستان و یا اطرافیانم . اما کنگره به من یاد داد که حداقل یک نگاه دو طرفه داشته باشم و بدانم که من برای دیگران چه کاری انجام داده ام . در این دستور جلسه هم سوال می کند که من برای کنگره چه کاری انجام داده ام و کنگره چه کاری برای من کرد ؟
من زمانی که وارد کنگره شدم ، کنگره به نظرم یک جای بخصوصی می آمد ، مانند اداره ای خاص که از طریق سازمان های بالایی اداره می شود و تمام علم و بودجه مالی آن از طریق آن سازمان تأمین می شود . اما آهسته آهسته متوجه شدم کنگره یعنی ما ، یعنی تک تک اعضایی که در آن حضور دارند که این اعضاء ، کنگره را تشکیل داده اند . این اعضاء کارهایی که انجام می دهند ، در قبال خودشان است ، کارهایی که چه مادیست و چه معنوی . به اعتقاد من اگر امروز کنگره در تمام دنیا حرف اول را در درمان اعتیاد می زند بخاطر توان علمی اعضای آن است . اگر از نظر مالی قدرت زیادی دارد بخاطر تک تک اعضای تشکیل دهنده کنگره 60 است . تمام کسانی که در حوزه اعتیاد کار می کنند این را می دانند که در ایران انجمنی هست که حرف اول را در درمان اعتیاد می زند و با سند و قاطعیت درباره درمان اعتیاد صحبت می کند و این از کجاست ؟ از تک تک افرادی است که توانستند علم و آگاهی و دانش کنگره را به سند تبدیل کنند . سفر اولی ها و کسانی که در کنگره رها شده اند سندی هستند برای کنگره که در آن حضور دارند . سندی هستند برای کسانی که بعنوان تازه وارد از این در داخل می شوند . این کمک یک سفر اولیست به کنگره . اگر مسئولیت سفر خودم را بعهده بگیرم حتماً یک ساعت قبل جلسه در سالن حضور دارم و نمی گویم کسان دیگری هستند که جای من به جلسه بروند . باید خودم را مهم بدانم و بدانم که تمام کسانی که در سالن کار می کنند برای وجود من است تا من به رهایی برسم ، این کمک کنگره به من است .

کنگره تنها انژیویی است که از نظر توان مالی حرف اول را می زند . کدام انژیویی را دیده اید که مانند کنگره محتاج کمک دیگران نباشد؟ چرا این اتفاق افتاده ؟بخاطر این است که کنگره اعتقاد دارد از نظر مالی روی پای خود و اعضای خود ایستاده و مخارجش را خودش تأمین می کند و این باعث توان و قدرتش شده است .
پس ما خیلی مهم هستیم و خیلی کارها می توانیم انجام دهیم . من اعتقاد دارم کسی که وارد کنگره می شود شخص مهمی است و قرار است کار مهمی انجام دهد . حتماً وظیفه ای بعهده اش هست و قرار است مسئله ای را حل کند . زیرا کسی که مهم است ، کارهایش هم حتماً مهم است . بودنش مهم است . حالا دیگر این دست خودم است که خودم را مهم حساب کنم یا خیر .
همه کار می کنند که یک نفر به رهایی برسد ، پس به همه بدهکارم . البته آنها دیدشان این است که بدون توقع کار می کنند ، اما من چه فکری می کنم ؟ کنگره می گوید کسی که رها می شود حسابش با کنگره صفر است . اعتیادت را درمان کن هیچ حسابی باهم نداریم . ولی آیا من هم باید دیدم اینگونه باشد ؟ مگر می شود این همه آدم اینجا کار کنند ، هزینه سالن ، آب ، برق ، گاز و من حسابم صفر باشد ؟ اما کنگره خود را طلبکار نمی داند اما من باید سهم خودم را به کنگره پرداخت کنم ، چه مالی و چه معنوی . اگر نمی توانم مقاله علمی بنویسم اما می توانم علم کنگره را بگیرم و کاربردی کنم .
اگر حساب کنم می بینم من هنوزم به کنگره بدهکارم و هیچ کاری انجام نداده ام و هنوزم دارم از کنگره می گیرم و استفاده می کنم و همیشه خودم را به کنگره بدهکار می دانم چون این آرامش و آسایشی که اکنون دارم و تمام لذتهایی که در زندگیم وجود دارد را از کنگره دارم و آن را نمی توانم با هیچ پولی بدست بیاورم و با هیچ پولی قابل قیاس نیست .
صحبتهای استاد در مورد آقا افشین :
یک سال و اندی پیش افشین برای مشاوره به کنگره آمد که وضع خوبی نداشت . صورتش بخاطر مصرف شیشه زخم های بدی داشت بطوریکه همیشه عینک دودی به چشم داشت . از نظر فکری وضع خوبی نداشت . به حرفهایی که در مشاوره زده می شد گوش نمی داد . بواسطه مصرف شیشه توهم زیادی داشت . وقتی الان به گذشته فکر می کنم می بینم خیلی حال خرابی داشت البته از خود من بدتر نبود! من خودم خیلی تخریبم زیاد بود . با اینکه مصرف زیادی داشت اما اصلاً قبول نمی کرد . البته ظاهر و پوشش خوبی داشت اما باطناً وضع وخیمی داشت . اما اکنون درمان شده است و می بینیم که کنگره چه کاری می کند که آدمها از کجا به این جایگاه می رسند و چون سیگار خود را قطع کرده و در حال درمان سیگار هم هست . سفر خوبی دارد و کلاً از نظر درمانی سیر خیلی خوبی داشت و اکنون هم از کسانی است که همیشه خدمت می کند هم در قسمت شربت OT و همینطور در نمایندگی قزوین و جزو کسانی است که حضور فعالی دارد . همین باعث می شود که ما پخته شویم و درمان مان تکمیل شود . امروز افشین از نظر ظاهری و باطنی به کلی تغییر کرد . هدف از این تولد ها این است که سفر اولی ها و کسانی که تازه به کنگره آمده اند بدانند که ما و امثال افشین از اول اینگونه نبوده اند و در گذشته با تخریب زیادی وارد کنگره شده ایم .
این روز را به افشین عزیز و به همسفر محترمش و همینطور به مادر افشین و همچنین راهنمای گروه خانواده تبریک می گویم و برایشان آرزوی بهترینها را دارم


در ادامه این جلسه شاهد جشن اولین سال رهایی آقا افشین رهجوی آقای سیامک طالبی بودیم .

اعلام سفر آقا افشین :
آنتی ایکس انواع موادمخدر طول سفر اول 11 ماه روش درمان DST داروی درمان شربت OT رهایی یک سال

آرزوی آقا افشین :
امیدوارم که به همت بچه های کرج، شعبه کرج یک زمین از خودش داشته باشد.

صحبتهای آقا افشین :
در گذشته من فکر می کردم که حالم خوب است،فکر می کردم چون از نظر مالی مشکلی ندارم و تنها مشکلم اعتیادم است خیلی مساله مهمی ندارم، این اعتیاد را یا می توانم درمان کنم و یا اگر هم نتوانستم درمان کنم اتفاق خاصی رخ نمی دهد اما واقعا اینطور نبور، فکر می کردم چون تحصیلات دانشگاهی دارم مواد مخدر را خیلی راحت می توانم کنار بگذارم غافل از اینکه مواد مخدر به تحصیلات و جایگاه و مقام مربوط نمی شود .
در اوایل مصرفم فقط تریاک استفاده می کردم، خواستم تریاک را ترک کنم که مصرف شیشه و حشیش هم اضافه شد.روزی که به کنگره آمدم 12 گرم شیره می خوردم، 2گرم شیشه می کشیدم و 1گرم شیشه هم داخل آب میوه می ریختم و می خوردم، قرص می خوردم و حشیش هم می کشیدم. قبل از کنگره فکر می کردم که به آخر خط رسیده ام و همه چیز برایم تمام شده، از نظر مالی مشکلی نداشتم ولی پولم به دردم نمی خورد، آرامشی که باید در یک زندگی می بود، وجود نداشت، به خاطر مصرف شیشه اوضاع ظاهری ام به شدت به هم ریخته بود، صورتم پر از زخم بود، شب ها از شدت ضربان قلبم نمی توانشتم بخوابم، هم جسمم تحت تاثیر مواد قرار گرفته بود و هم روانم.
در محل کارم همه شرایط محیا بود تا مواد مصرف کنم اما در خانه به خاطر اینکه همسرم دائم من را کنترل می کرد اصلا فرصت استفاده از مواد را پیدا نمی کردم به همین خاطر روزهای تعطیل برایم خیلی سخت می گذشت. یک روز جمعه تابستان که در پارکینگ خانه در ماشینم مشغول استفاده بودم احساس کردم که باران می بارد، وقتی به آسمان نگاه کردم همسفرم را دیدم که از بالای سرم نگاه می کند و اشک میریزد و قطرات اشک او بر روی من و ماشینم می ریخت. از اعتیادم بیزار بودم اما راهی برای نجات از آن پیدا نمی کردم، هر راهی هم که امتحان می کردم در واقع از چاله در می آمدم و به چاه می افتادم.خدا را شکر می کنم که راه کنگره را به من نشان داد. من اعتبار و سلامتی و خانواده و شخصیتم را از دست داده بودم،حالم خیلی خراب بود و خانواده ام را خیلی اذیت می کردم اما هم خانواده ام در این مدت 3 سال من را بسیار حمایت کردند و هم راهنمای عزیزم، گاهی اوقات فکر می کنم اگر کمک و نظر خاص راهنمایم روی من نبود امروز این جایگاه را تجربه نمی کردم. بی نهایت سپاسگذار راهنمایم هستم و اگر امروز در زندگی ام آرامشی دارم اول مدیون ایشان و بعد کنگره هستم چون کنگره را از دریچه نگاه استادم دیدم و شناختم. از همسفرم بسیار تشکر می کنم. از مادرم بی نهایت متشکر چون هم ایشان راه کنگره را به من نشان دادند و هم به خاطر اعتیاد من سختی های زیادی کشیدند و هیچ وقت من را از حمایت هایشان محروم نکردند. از راهنمای هسفرم و برادر لژیونی هایم تشکر می کنم و همه شما که کمک کردید تا من به درمان برسم.

صحبتهای خانم الهام (کمک راهنمای گروه خانواده) :
خدا را شکر که یکبار دیگر شاهد یک تولد دیگر هستیم و خداوند لیاقت این را داد تا یکبار دیگر این جایگاه را تجربه کنم. این روز خیلی قشنگ را در راس هرم تبریک می گویم به آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان، همچنین تبریک عرض می کنم خدمت آقای طالبی و آقا افشین، به خانواده محترم آقا افشین و رهجوی عزیزم خانم هدی این روز را تبریک می گویم که با صبر و استقامت توانست این روز زیبا را تجربه کند. خانم هدی روزهای اولی که به کنگره آمده بود خیلی نگران و بیقرار بود . خوشحالم که امروز تغییرات زیادی را در او می بینم. هدی فرمانبردار خوبی بود و هرچه که گفتم را گوش کرد تا امروز هم شاهد تغییرات زیادی در او هستم و هم آرامش را در او می بینم. برای او آرزوی بهترین ها را می کنم و امیدوارم که روزی او را در لباس کمک راهنمایی ببینم.

صحبتهای خانم هدی (همسفر آقا افشین) :
امروز خیلی خوشحالم و امیدوارم که همه سفر اولی ها این جایگاه را تجربه کنند. من 5 سال از دوران اعتیاد افشین را متوجه بودم و آن روزها تلخ ترین و بدترین روزهای زندگی من بود چون می دیدم که در برابر دیدگان من ذره ذره آب می شود و من هیچ کاری نمی توانم برای او انجام دهم، مشاوره های زیادی رفتم اما راهکاری به من نمی دادند که هیچ بلکه بیشتر ناامیدم می کردند و می گفتند که شیشه درمان ندارد و تنها کاری که می توانم انجام دهم این است که از او جدا شوم اما از آنجایی که خیلی به او علاقمند هستم حتی یک روز هم او را ترک نکردم. روزهای آخر اعتیادش هم توهمات شدیدی داشت و دائم در حال جن گیری، هر شب یک کیسه نمک کف خانه می ریخت که به قول خودش جن بگیرد. خدا را شکر می کنم که آن روزها گذشت و از جناب مهندس دژاکام تشکر می کنم. اگر ایشان روشی که برای درمان اعتیاد پیدا کرده بودند را برای خود نگه می داشتند خدا می داند که حال و اوضاع امروز ما چگونه بود. از مادر همسرم تشکر می کنم که راه کنگره را به ما نشان دادند و در این راه بسیار ما را حمایت کردند.از آقای طالبی که خیلی زحمت ما را کشیدند تشکر می کنم. از راهنمای خودم خانم الهام، فرشته خوبی ومهربانی و آرامش و صبوری تشکر می کنم، به خاطر آموزش هایی که از ایشان گرفتم و می گیرم.
از مادر مهربانم تشکر می کنم که در آن دوران سنگ صبورم بود و به همه درد دل های من گوش می داد و کلامی حرف نامید کننده نمی زد و همیشه نوید این روزها را می داد. از دوست های خوبی که در کنگره پیدا کردم تشکر می کنم و از برادر لژیونی های مسافرم که افشین را حمایت کردند تشکر می کنم.

صحبتهای مادر آقا افشین :
قبل از هرچیزی خداوند را بی نهایت شکر می کنم که کنگره را شناختم و درود می فرستم به روزی که وارد کنگره شدم. از جناب مهندس دژاکام تشکر می کنم.از خانم ناهید راهنمای روزهای اولی که به کنگره می آمدم تشکر می کنم و همچنین از آقای طالبی که هم راهنمای من بودند و هم راهنمای پسرم و در نهایت از عروسم تشکر می کنم که در کنار پسرم ماند و او را در مسیر درمان پشتیبانی کرد.


از طرف تیم وبلاگ نویسی نمایندگی کرج این روز زیبا را خدمت آقا افشین و خانواده محترمشان ، کمک راهنمای زحمتکششان و تمامی اعضای کنگره 60 ؛ در رأس خدمت جناب مهندس و خانواده ارجمندشان تبریک و شادباش عرض می نمائیم ...
شادزی و شاکر ...
منبع:وبلاگ نمایندگی کرج
در کنگره 60 (راهنمایی رایگان درمان اعتیاد ) به حلقه متشکل از راهنما و رهجویان او ، لژیون گفته می شود . لژیون ، واحدی آموزشی است با حضور راهنما و شاگردان تحت پوشش او که معمولاً بعد از کارگاه های آموزشی کنگره 60 تشکیل جلسه می دهد .