همسفر.....
«به نام خدا»
سومین جلسه از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی ویژه آقایان همسفر با دستور جلسه «هفته همسفر (جشن)» با استادی آقای امین دژاکام و نگهبانی آقا مصطفی و دبیری آقا محمدجواد روز پنجشنبه مورخ 1392/9/7 رأس ساعت 1 بعدازظهر آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
این هفته، هفتهای است که برای همسفران در نظر گرفتهشده. حضور ما و در واقع این حرکت و این خدمت باعث باز شدن گرههای خودمان میشود. زمانی که من وارد کنگره شدم 13 - 14 سال پیش. سن و سالی نداشتم، اعتیاد به هیچ مادهای هم نداشتم و ظاهراً یک انسان بیارتباط باکسانی که میآمدند اینجا بودم؛ اما باکسانی که میآمدند اینجا آشنا شدم و چیزهای زیادی یاد گرفتم. من یک نقطه مشترک داشتم و این که دوست داشتم به آدمها کمک کنم؛ بنابراین وارد فعالیتی شدم که اصلاً این ذهنیت را نداشتم که روزی آیندهام میشود این. چون برای خودم بازی میکردم نقشم را پیدا کردم. به نظر من همسفران نیز باید خودشان بازی کنند و به فکر حال خودشان باشند. ظاهراً قضیه درمان یک طرفه است ولی اینطور نیست. خیلی وقتها باید بزرگ فکر کرد. این علم گسترش پیدا کند و به همه خانهها برود در تهران شهرستانها روستاها و... و به خانوادههایی برود که دارند از اعتیاد خرد میشوند. اگر اینطور فکر کنیم دیگر زود ناامید نمیشویم؛ و خیلی چیزهای حاشیهای انسان را در گیر نمیکند. انسان باید خود را به آن ریشه نزدیک کند. من به همه عزیزان تبریک میگویم و امیدوارم این جشن ما هر سال پر رونق تر باشد. اگر مسیر ما درست باشد و ادامه دهیم یواشیواش جلسات ما رونق بیشتری پیدا میکند. در ادامه استاد فرمودند اگر موافق باشید یک مطلب جهانبینی را مطرح کنم که با استقبال زیاد همسفران روبرو شد.

یک مطلب در جهانبینی داشتیم در مورد کوه که اگر چندین کوه در کنار یکدیگر باشند دمای کوه در این منطقه زیاد کاهش پیدا نمیکند و دلیل آن هم این هست که نور خورشید را به یکدیگر بازتاب میکنند و مقداری گرما در بین خودشان نگه میدارند و مثال آن هم قله اورست است در میان رشتهکوههای هیمالیا در مقایسه با قله دماوند؛ که قله دماوند دارای دمای پایین تری است درحالیکه ارتفاع اورست 3000 متر بیشتر از قله دماوند است. انسان هایی که در تاریکی هستند و یخ زدهاند اگر در کنار یکدیگر قرار بگیرند و تشکیل لژیون بدهند آن وقت از بازتابهای یکدیگر استفاده میکنند و دمایشان میآید بالا و یواشیواش یخهایشان آب میگردد و به چرخه زندگی بر میگردند ولی اگر تنها باشد به دلیل منیت ای که خودش را بالاتر از بقیه میداند و نمیتواند از بازتاب بقیه استفاده کند و در نتیجه در آن سرما و انجماد خودش باقی میماند. این خلاصه مطالب CD بازتاب است. حالا کوه مطلبی است که من امروز میخواهم در موردش صحبت کنم.
در کوهستان دمای روز با دمای شب به شدت باهم فرق میکنند. من رفتم چهارمحال بختیاری روز که میشد دمای هوا 30 درجه بود ساعت 5-6 بعدازظهر میشد 29-28 درجه ساعت 7 شب میشد 5-8 درجه. کلاً در کوهستان هوا بسیار متغیر است آفتاب است یک ساعت بعد باران میبارد دوباره یک ساعت بعد تگرگ میبارد بعد یک ساعت بعد دوباره آفتاب میآید شبنم ظاهر میشود و...ولی کوهها یک سری خصوصیات دارند. منبع آب شیرین جهان کوهها هستند؛ یعنی اگر کوهستانها از بین برود و مسطح شوند تمام منبع آب شیرین جهان و رودخانهها از بین می رود؛ و فقط همین آبهای سطحی را داریم؛ و این مطلب مهمی است. پس بخش مهمی از منابع آب شیرین و حیاتبخش و سرسبزی به خاطر کوهها هستش. خاصیت دیگر کوهها این است که کره زمین در واقع روی یک مذاب قرار دارد و یک پوسته نازک ما را از این مذاب که در هسته کره زمین قرار دارد جدا میکند. این پوسته کاملاً حرکت میکند و در جاهایی که ضعیف است خیلی راحت میلغزد و باعث زلزله میشود. کوهها این خاصیت را دارند که جلوی این حرکات و ارتعاشات زیاد را میگیرند؛ یعنی اگر کوهها وجود نداشت زلزلهها خیلی بیشتر میشد در واقع کوهها مانند میخ هایی هستند که این پوسته را بخیه زدهاند دوختهاند که هر روز زلزله نیاید هر روز آتشفشان نشود. من یک مدتی زاهدان بودم آنجا منطقه خیلی خشکی است یک کوهی در استان سیستان بلوچستان است به نام تفتان بالای 4000 متر ارتفاع دارد؛ که با وجود اینکه سیستان منطقه بسیار خشکی است اما در منطقه کوه تفتان باغ وجود دارد مناطق سرسبز و اصلاً یک بهشتی است در وسط آن جهنم یا منطقه خشک؛ و این به خاطر وجود کوه است. منطقهای که خشک است یعنی ابرها زیاد آن سمتی نمی روند. خاصیت دیگر کوهها این است که مثل آهنربا ابرها را جذب میکنند؛ یعنی تمام آن منطقه باران نمیآید ولی اگر ده تا دونه ابر اون سمتی بیاد این کوه مثل تور عمل میکند و اون ابرها را جذب میکند و آبشان را میگیرد یعنی ابر هایی که پراکنده هستند و هیچ خاصیتی برای زمین هایی عادی ندارند برای کوهها کاملاً قابلجذب هستند؛ بنابراین اگر شما وسط خشکترین مناطق دنیا یک کوه مرتفع پیدا کنید آن کوه قطعاً آب دارد آن کوه قطعاً آب و هوای خیلی خاص دارد؛ اما آیا میتوان این کوهها را تشابه بدهیم به انسانها؟


من فکر میکنم وقتی که صور پنهان آدمها شروع میکند به رشد کردن و بزرگ شدن، یواشیواش شروع میکنند به ارتفاع گرفتن و در صور پنهان خودشان قد میکشند، اول میشوند تپه بعد تپه بزرگ بعد یک کوه کوچک و همین طور رشد ادامه پیدا میکند تا سر به آسمان میکشند. بعضیها مثل تپههای شنی هستند، سرگردان وسط کویر، این رشد به زمان نیاز دارد و وقتی به این ارتفاع برسد مثلاً به بالای 3-4 هزار متر مانند کوهها آن وقت آن خواص کوه در آنها ظاهر میشود. ابرها که بارانها را در خوددارند. باران همان نزولات آسمانی است. تمثیل آن در صور پنهان میشود علوم، دانش، دریافتهای سماوی که میشود همان کلامالله. انسان به نفس خودش چیزی ندارد و این علوم در واقع به انسان داده میشود. اینها در هستی موجود است و انسان دریافت میکند. مثل هنر، اشعار، اصوات موسیقی، رابطههای ریاضی، فرمولهای فیزیک، شیمی، روابط جامعهشناسی و... تمام اینها که بر علم دلالت میکنند. وقتی که انسان ارتفاع پیدا میکند آن ابرها که دارند عبور میکنند و برای زمینهای اطراف هیچ مفهومی ندارند آن کوهها کاملاً مطالب را جذب میکند و به صورت باران یا برف در خودش ذخیره میکند و به مرور شروع میکند اینها را به آب کردن و انتقال دادن به زمینهای اطراف. حال در جامعهای که در جهل و ناآگاهی هستند اگر انسانی در صور پنهان رشد کرده باشد باز آن چند تا تکه ابر را در یافت میکند و غنی میشود و تبدیل میشود به یک منبع. تبدیل میشود به انسانی که علم را تولید میکند. حکمت را تولید میکند. حال اگر رشتهکوه باشند این اتفاق بیشتر میافتد. پس اگر فردی میشود انیشتین که تمام مشکلات زمان خودش را حل میکند این شانسی نبوده و در صور پنهانش قد کشیده و رشد کرده، تبدیل به یک کوه بسیار بلند شده و مطالبی را دریافت میکند که بقیه نمیتوانند. این مطالب قبلاً هم بوده ولی کسی قدش نمی رسیده آنها را دریافت کند. یا مثلاً فردی مانند حضرت محمد که از برکت وجود او علاوه بر تولید علم، افراد آن سرزمین از خیلی آسیبهای اجتماعی نیز در امان بودند مانند کوه که باعث جلوگیری از لغزش بیش از حد پوسته زمین و بروز زلزله میشود. اسم کوههای بلند به ثبت رسیده و شناسه دارند چون بسیار مهم هستند مانند کوههای جهان اورست و دماوند و ... . انسان هایی که این رشد را در صور پنهان خوددارند نیز اسمشان در تاریخ برای همیشه ثبت میشود. حال این رشد در صور پنهان نیاز به پالایش خیلی زیاد دارد ولی قطعاً این مسیر برای تمام انسانها باز است. ممکن است این خواسته در فرد وجود داشته باشد که تبدیل به کوه شود و یا ممکن است نخواهد کوه شود باز هم اشکالی ندارد. اینطور هم نیست که بگوییم بقیه بیخاصیت هستند نه. انسان در هر شکل و ابعادی که هست میتواند خدمت کند. همان طوری که یک درخت برای جهان مفید هست یک بوته هم مفید هستش؛ و هیچ یک بیهوده نیستند؛ و این تفاوت در آفرینش نیست اشتباه گرفته نشود که یک نفر درخت آفریده میشود یک نفر بوته. نه. طبق آیه قرآن انسان چیزی نیست جز آن چه تلاش میکند. اگر انسان بخواهد که از یک زمین هموار رشد کرده و تبدیل به یک کوه شود و تبدیل به یک منبع برای زایش شود باید مراحل زیادی را پشت سر بگذارد. ولی برای آموزش دادن نیازی به این رشد به این شکل نیست یعنی میتواند آن آموزشها را بگیرد و یاد بگیرد و آنها را انتقال دهد. این مثال کوه به این خاطر است که من اگر خودم میخواهم که تبدیل به کوه شوم و رشد کنم بیایم روی خودم کارکنم و حواسم به صور پنهان خودم باشد گرهها و مسائل خودم را برطرف کنم. به جای اینکه خودم را با بقیه مقایسه کنم و دوربینم را بیندازم روی بقیه. خوب برای همین است که انسان می رود به کوهستان عزمت را احساس میکند. چون کوهستان خاصیتی که دارد خیر را به سمت خودش جذب میکند. خوبیها را جذب میکند و انرژیهای مثبت را در خودش ذخیره میکند. برای همین آدمی که میرود کوه حالش خوب میشود. حسش تغییر میکند احساس زندگی و شور بهش دست میدهد. امیدوارم هر که این خواسته را دارد تبدیل بشود به کوههای سر به فلک کشیده نه به خاطر تفاخر به انسانها بلکه به جهت دادن آب شیرین به انسانهای دیگر که باعث حیات بشود. وگرنه جایگاهها هیچگونه اهمیتی ندارند مگر اینکه کار مفیدی در آنها انجام شود مانند جایگاه مرزبانی جایگاه دیده بانی جایگاه ریاست جمهوری جایگاه کمک راهنمایی و...اینها نه تنها هیچ ارزشی ندارند بلکه بسیار دست و پا گیر وقتگیر و بسیار اعصابخردکن هستند مگر اینکه کار مفیدی انجام شود. آن کوهستان مجبور است تگرگ، باران، گرما، سرما، تغییرات شدید آب و هوایی را تحمل کند. در کوهستان به سنگهای کوه که نگاه میکنید از شدت تغییرات ناگهانی و شدید آب و هوادارند میترکند. پس کسی که میخواهد کوه شود این شرایط را باید تحمل کند، فرسایش را باید تحمل کند و این فشاری که کوهستان تجربه میکند یک دشت تحمل نمیکند. پس جایگاههای بالا به خودی خودش جز اذیت و آزار چیزی ندارد. مگر اینکه آن آب را دریافت کند و به زمینها بدهد و خدمت کند. هر کاری که در کنگره و زندگی انجام میدهیم پیشنمازمان باید محبت باشد و جایگاهها در مرتبه بعدی.
در ادامه همسفران به مناسبت هفته همسفر (جشن) از استاد امین دژاکام که دیدهبان همسفران میباشند و در واقع اولین همسفر کنگره 60 میباشند تقدیر نمودند.




منبع: وبلاگ نمایندگی آکادمی
در کنگره 60 (راهنمایی رایگان درمان اعتیاد ) به حلقه متشکل از راهنما و رهجویان او ، لژیون گفته می شود . لژیون ، واحدی آموزشی است با حضور راهنما و شاگردان تحت پوشش او که معمولاً بعد از کارگاه های آموزشی کنگره 60 تشکیل جلسه می دهد .