دستورجلسه امروزفرق تحمل باصبر

تحمل کردن یک نقطه دارد وقتی به آخرنقطه برسد لبریز میشود ولی صبوری کردن هیچ نقطه ای ندارد.

باصبوری کردن انسان خودش را آزار نمیدهد و هیچ گاه خسته نمیشود ولی با تحمل کردن شخص پس ازیک مدت کوتاه اذیت میشود وازشرایطی که دارد خسته میشود.

ما در کنگره یاد میگیریم که که هر انسانی اول باید خودش را دوست داشته باشد وبعد دیگران را, پس باید آرامش خودم را بیشتر از آرامش دیگران دوست داشته باشم.

صبوری کردن یک ابزار خیلی بزرگی است مخصوصا در جامعه, چون در این شرایط کمترین آسیبی به شما نخواهد رسید.

صبور بودن وصبرکردن ربط پیدا میکند به رهاکردن مسافر.اگر ماصبور باشیم وقبول کنیم که مسافر ما یک بیمار است و به چشم یک بیمار به اونگاه کنیم و دیدگاه خودمان را درمورد این تغییردهیم دیگر هیچ زمان روبروی مسافرمان قرار نمیگیریم بلکه در کنار او قرار میگیریم.

من همسفر اگر یاد بگیرم که برای خودم به کنگره بیایم موفق خواهم بود ودر واقع کسی در این راه موفق است که به فکربهتر شدن حال خودش باشد و هیچ موقع به خاطر مسافرش به اینجا نیاید واین را یاد بگیریم که برای خودمان به اینجا بیاییم وکسی که برای مسافرش بیاید وبرود هیچ وقت به آن چیزی که می خواهد برسد نخواهد رسید.

صبور بودن ورها کردن مسافر حال من را خوب میکند و من به عنوان یک انسان حق زندگی کردن دارم و زمانی که ما کسی را رها میکنیم ودر مقابل آن صبوری میکنیم خودمان به آن آرامش لازم خواهیم رسید.